دانلود کتاب هیولاهای مریخی از آر ال استاین

[ad_1]

دانلود کتاب هیولاهای مریخی از آر ال استاین

 کتاب هیولاهای مریخی از آر ال استاین

نام کتاب: مورمور ۴۲ – هیولاهای مریخی

نویسنده: آر ال استاین

مترجم: مرتضی نادری دره شوری

مجموعه: مورمور

انتشارات: ویدا

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۱۳۵ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۱۱٫۹ مگابایت

خلاصه داستان

شکار تخم‌ مرغ؛ اين چيزي است که “برندی”، خواهر کوچک و لوس “دانا جانسون” براي جشن تولدش مي‌خواهد و هر آن چه که برندي خواستارش باشد به راحتي به دستش مي‌آورد. دانا خيلي به شکار تخم‌ مرغ وارد نيست؛ اما اين مربوط به قبل از پيدا کردن آن تخم مرغ بود. به نظر تخم مرغ معمولي نمي‌آمد، به بزرگي يک توپ سافت‌بال بود که با رگ‌هاي زشت و کريه بنفش و آبي پوشيده شده بود، و ناگهان شروع به ترک خوردن کرد …

آيا جرأت داريد با مکاني پر از ارواح، موميايي‌ها، خون‌آشام‌ها و ديگر مخلوقات ترسناک روبرو شويد؟ شايد پس از يک بار ملاقات با آن‌ها ديگر هرگز برنگرديد! …

اطلاعات کتاب

• کتاب هیولاهای مریخی ترجمه ای است از کتاب Egg Mosters from Mars (به فارسی:تخم هایِ هیولاییِ مریخی) از آر ال استاین که نخستین بار آوریل سال ۱۹۹۶ توسط انتشارات Scholastic در آمریکا منتشر شد.

• این کتاب چهل و دوم از مجموعه کتابهای Goosebumps (به فارسی: مورمور) است که در ایران تحت عناوین مورمور(توسط انتشارات پلیکان)، دایره وحشت و سایه وحشت (توسط انتشارات ویدا)، ترس و لرز (توسط انتشارات پیدایش) و ماجراهایی که مو به تنتان سیخ می کند (توسط انتشارات گل آذین) به فارسی ترجمه شده اند.

دانلود کتاب با لینک مستقیم

[ad_2]

لینک منبع

دانلود کتاب افعی ها خودکشی نمی کنند از فتح الله بی نیاز

[ad_1]

دانلود کتاب افعی ها خودکشی نمی کنند از فتح الله بی نیاز
  کتاب افعی ها خودکشی نمی کنند از فتح الله بی نیاز

معرفی کتاب

افعی ها خودکشی نمی کنند نوشته فتح الله بی نیاز طرح پرسش های هستی شناسانه ای است که در طول تاریخ حیات بشر ذهن انسان را به خود مشغول داشته. پرسش هایی که هر قدر زمان به پیش می رود و انسان به فردیت و تنهایی خود نزدیک تر می شود، یافتن پاسخ آن پیچیده تر می شود:

«آیا شر و پلیدی، میل به جنایت و آدم کشی، خودکامگی و گرایش به سلطه جویی و در نهایت تخریب علایق بشری در نهاد انسان نهفته است و جزیی از جوهره و سرشت اوست یا کسبی و نتیجه شرایط محیطی بوده و حاصل ساختار سیاسی – اجتماعی است؟»

نویسنده این اثر با پردازش یک فضای علمی-تخیلی در قالب داستان روایی با تکینکی خاص و تا حدودی بکر و منحصر به فرد توانسته مضامین فرامتنی از این دست را مطرح کند و به پرسش های زیرساختی آن نزدیک شود. کلید روایت یک اتفاق بسیار معمولی و خاص جوامع امروزی است که به شکلی خونسردانه در یک ظرف مکانی آشنا یعنی کشورترکیه و در شهر استانبول در اولین روز قرن بیست و یکم میلادی (۱ ژانویه ۲۰۰۱) زده می شود: حدوث یک کشتارجمعی در حضور عده ای شاهد عینی.

خط سیر داستان:

در همان آغاز، داستان به شکلی ساده اما غافلگیرانه قاتل را وارد صحنه جنایت می کند. آمبولانس اورژانس با عبوری اتفاقی از آن حوالی در جریان قرار گرفته، تلاشی برای به هوش آوردن مصدوم شروع می شود. اما مرد به هوش نمی آید. لحظه ای که اطرافیان از او ناامید شده اند با شوک نهایی بر می گردد. در شرایطی که همه از جمله پلیس به خاطر به هوش آمدنش شکرگزاری می کنند، در نهایت ناباوری به سرعت اسلحه پلیس را از او می گیرد و به سوی اطرافیان از جمله ماموران اورژانس شلیک می کند. در یک چشم به هم زدن عده زیادی در خون خود می غلتند. در این حال قاتل از بهت و شگفتی حاضران استفاده کرده، فرار می کند.

راویِ داستان، پلیس است و مسئوول پیگیری پرونده این کشتار؛ به هر دری میزند، اثری از قاتل به دست نمی آورد. نویسنده برای پرداخت نگاه های هستی شناسانه به پدیده قتل و جنایت و نگرشی درونی به آن موضوع کشتار چند نفر بی گناه را بهانه داستان قرار داده و با ساختن یک رخداد تخیلی، وارد مفاهمی خاصی از این دست می شود؛ مفاهیمی که یک نگاه معتاد و معمولی نمی تواند از پس زمینه پیچیده آن سر درآورد. پلیسی که در دستیابی به قاتل درماده با فرضیه هایی از سوی دانشمندان مواجه شده که مایه امیدواری اش در ردیابی قاتل است.

دایی راوی با چند تن از دانشمندان مطالعات و تحقیقاتی روی مغز انسان انجام داده اند. در نتیجه این پژوهش ها با تحریک مغز آدم های مرده و انجام یکسری فعل و انفعالات فیزیکی و شیمیایی بر روی آن می توان بر بخش هایی از حافظه مرده ها احاطه پیدا کرد و آن را در یک رایانه به تصویر درآورد و سپس ثبت و بایگانی کرد. با دستیابی به حافظه مرده های این جنایت قاتل را شناسایی و علل حادثه را کشف کند. نویسنده با این تکنیک به ژرف ساحت ذهن آدم های مرده نفوذ کرده و زندگی گذشته آنها را مورد کاوش قرار می دهد و با لایه های تخیلی قصه به تجسم یکی از آرمان های بشر نزدیک می شود. این آرزوی انسانی است که با آدم های درگذشته ارتباط برقرارکند و رازهای نهفته آنها را دریابد.

به این ترتیب با استفاده از زاویه دید اول شخص با زبانی ساده و روایی مراحل فعال کردن مغز کشته های حادثه را پی می گیرد. تیم دانشمندان با شیوه خاص خود حافظه آنها را روی صفحه مانیتور منعکس کرده و با دستگاه اسکنر تصاویر را ضبط و بایگانی می نمایند. با این شیوه نویسنده به کمک رخدادهای داستانی با تکنیک خاص پلی به فراسوی خودآگاه انسان ها زده تا به رغم خواسته آنها محفوظات مغزشان را عریان کند.

قصه در روند خود تا حدودی رنگ و بوی خانوادگی و عاطفی پیدا می کند. دایی راوی، فریحه همسرش، آژدا، همچنین خلدون همسر لاابالی و لمپن آژدا و … در شکل گیری قصه با دقت انتخاب شده اند. این آدم ها تا آنجا که به محور اصلی خدشه وارد نکنند و آن را کمرنگ ننمایند، با کنش و واکنش های خود در روابط ساده و معمولی تراش می خورند و فضای عاطفی قصه را می سازند. در عین حال برای تسری جریان فکری و اندیشه درون متنی ابزار دقیق و حساب شده ای هستند. در حقیقت ملاط ساختمان داستان اند. اما نویسنده با هوشمندی، فرصت تکاپو و جولان آنها را محدود کرده است و اقتدار قصه را در اختیار محور اصلی یعنی همان بن مایه علمی – تخیلی قرار داده. این یکی از تمهیداتی است که با حفظ کانون داستان تر و تازگی فضای آن قوام پیدا کرده و جذابیت قصه بر ملال مضامین علمی و تخیلی فائق می آید.

یکی از مضامین قابل طرح و در نوع خود بی نظیری که نویسنده در این داستان دنبال کرده است، تمرکز روی فرضیه تناسخ است که با پرداختی بسیار ساده و جذاب بخش عمده ای از فضای قصه را با آن می سازد. در فعال کردن مغز مرده ها و دستیابی به خاطرات دورشان اطلاعاتی به دست می آید که با زندگی آنها در هنگام حیاتشان هیچ گونه ارتباط و همسویی ندارد. تصویرهایی از دیکتاتورها، جلادان جنگ دوم جهانی، پل های در حال انفجار، سربازان مرده، زندان ها، کوره های آدم سوزی، جوخه های اعدام، فرماندهان اس اس از جمله «هاوتپمن شولتسه» افسر خشن و جلاد ارتش هیتلری که وجودش چون یک کابوس برای اسیران جنگی بوده است.

نقد داستان:

“افعی‌ها خودکشی نمی‌کنند” با انرژی و جذاب آغاز می‌شود و همین امر موجب می‌شود خواننده با مطالعه چند سطر اول رمان را تا به آخر پی بگیرد:

«جنایتی که روز اول قرن بیست‌و یکم در میدان شیشی اتفاق افتاد، بیشتر حیرت انگیز بود تا هولناک.»

این عبارت علاوه بر این که حاوی اطلاعاتی درباره زمان و مکان وقوع داستان است با صفت‌های “حیرت‌‌انگیز” و “هولناک “نوعی پرسش در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند و همین تعلیق باعث می‌شود خواننده تا انتهای کتاب در پی چگونگی حیرت‌انگیزی و درک شدت هولناکی آن باشد. هرچند این حیرت انگیزی و هولناکی محدود به این جنایت نمی‌شود و پیشینه‌ی آن را بیش‌تر مد نظر دارد.

راوی داستان کارآگاهی است که ماجرای یک کشتار خیابانی در استانبول امروزی را دنبال می‌کند. حکایت این‌گونه است که مردی در خیابان پایش پیچ می‌خورد و به زمین می‌افتد پس از آمدن آمبولانس و شک الکتریکی به هوش می‌آید و بدون درنگ اسلحه را به سمت نزدیک‌ترین افراد می‌گیرد و شلیک می‌کند. بعد از فرار قاتل ناشناس، پلیس به دنبال وی و درک انگیزه‌اش از ارتکاب این قتل‌هاست و این‌گونه داستان شکل می‌گیرد.

“افعی‌ها خودکشی نمی‌کنند” در ابتدا داستانی پلیسی-جنایی به نظر می‌رسد اما در طول داستان با نظریه‌های عجیب دایی راوی که پزشکی محقق است جنبه‌های علمی-تخیلی می‌یابد. بنابه نظر این دانشمند با استفاده از نتایج تحقیقاتی که انجام گرفته می‌توان با کنکاش در مغز افراد مرده و تزریق موادی، حافظه باقی مانده در آن را مثل یک هارد کامپیوتری استخراج کرد و بر صفحه‌های نمایش دید. این نظریه زمینه تلاشی جدید می‌شود تا با جستجو در حافظه افراد کشته شده، ارتباط آن‌ها با قاتل و انگیزه این جنایت کشف شود و این جاست که خواننده در می‌یابد بیش‌از آن‌که مشغول خواندن داستانی جنایی یا علمی-تخیلی باشد، با رمانی فلسفی مواجه است.

نویسنده در این اثر با نگاهی به مسئله تناسخ (که البته چندان هم برای وی جدی نیست) به امر مهم‌تری نظر دارد. امری که سابقه‌ای به قدمت تاریخ دارد؛ یعنی بازتولید خشونت و جنایت. پزشکان در این رمان با جستجو در مغز مردگان در می‌یابند تمام آن‌ها در زندگی گذشته قربانیان نازیسم بوده‌اند و وقتی قاتل خودکشی می‌کند، متوجه می‌شوند که وی نیز یکی از جنایتکاران بوده است. آیا در این تناسخ خصوصیات گذشته افراد مانند میراثی شوم به آیندگان منتقل شده است؟ و یا این وقایع تنها استعاره‌ای از هولناکی سرشت شّر انسان‌هاست که فارغ از زمان و مکان رویه‌ای نامیمون را پی می‌گیرند؟

گذشته از درون‌مایه تفکر برانگیز این رمان که می‌توان بیش از این درباره آن سخن گفت، شکل ساختاری این اثر نیز شایسته توجه است که علیرغم شکل روان روایت آن گاه با سهل‌انگاری‌هایی مواجه شده است. مثلاً در ابتدای کتاب پس از آن‌که کشتار دست جمعی رخ داد با توجه به این‌که هویت مقتولین و نحوه کشته شدنشان کاملاً برای مراجع قضایی مشخص شده است تا پیش از طرح تئوری مربوط به واکاوی مغز هیچ توجیهی برای ممانعت از به خاک سپاری آن‌ها وجود ندارد. در حالی که روال منطقی بر این است که پلیس جنازه‌ها را به خانواده‌های تحویل دهد و تنها کوشش خود را صرف پیدا کردن قاتل کند. گذشته از مسائل علمی-تخیلی که در کتاب شرح آن رفته است، برخی تئوری‌های واقعی فیزیکی نیز مطرح و تعریف شده است که از دقت برخوردار نیست مثلا در صفحه ۲۰ کتاب می‌خوانیم:

«یه فیزیکدان آلمانی برای اولین بار مطرحش کرد؛ هایزنبرگ. طبق اصل عدم قطعیت، گاهی وقت‌ها معلول‌ها علت ندارند، مثلا یه قتل صورت می‌گیره بدون این‌که علت داشته باشه.»

در حالیکه اصل عدم قطعیت هایزنبرگ هیچ ارتباطی به موضوع فوق ندارد. این مسئله که با فیزیک کوانتوم مرتبط است، از ناتوانی و عدم قطعیت در اندازه گیری دقیق سرعت و مکان ذرات متحرک خصوصاً الکترون‌ها سخن می‌گوید و ارتباطی به رابطه علت و معلولی ندارد و بیش‌تر قطعیت در شناخت شرایط معلول را به چالش می‌کشد تا وجود علت را.

به موازات داستان کشف جنایت، داستانی دیگر با تم خانوادگی در این رمان به پیش می‌رود که مربوط به ازدواج نا فرجام و طلاق پر دردسر خواهر زن راوی است. اگر چه نویسنده خواسته است با این ترفند و بُر زدن این حکایت با حکایت اصلی ضمن ایجاد تنوع، وقایع هولناک داستان را تلطیف کند اما از آن‌جا که شکل روایت دوم بسیار سطحی‌تر از روایت اصلی است تا حدی به فروکاستن بار فلسفی داستان انجامیده است؛ خصوصاً این‌که خواننده هیچ تشابه ضمنی بین درون مایه این دو روایت پیدا نمی‌کند.

با همه این‌ها می‌توان گفت “افعی‌ها خودکشی نمی‌کنند” بدون ادعا به پاسخ‌گویی بسیاری از سوال‌ها، تا حد زیادی توانسته روایت‌گر پرسش‌هایی باشد که هم‌چنان به طرز جانکاهی بی‌جواب باقی مانده‌اند؛ پرسش‌هایی چون “چرا بشر هنوز اسیر انبوه شر و مصیبت است؟” و یا “آیا شر در هستی و نهاد خود انسان‌هاست یا روابط و مناسباتی که بین آن‌ها وجود دارد؟” و سوالاتی از این قبیل.

[ad_2]

لینک منبع

دانلود کتاب شمس و طغرا از محمدباقر خسروی

[ad_1]

دانلود کتاب شمس و طغرا از محمدباقر خسروی
  کتاب شمس و طغرا از محمدباقر خسروی



نام کتاب: شمس و طغرا – ماجرای دل انگیز آبش خاتون، عروس هلاکوخان

نویسنده: محمدباقر خسروی

انتشارات: کومش

سال نشر: ۱۳۷۴

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۵۵۴ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۶٫۴۷ مگابایت

خلاصه داستان

زمان: ۶۶۷ هجری قمری (۱۲۶۸ میلادی)

مکان: ایران (شهر شیراز)

از وقتی مغولان به فارس راه یافتند، این سرزمین آباد و دانش پرور دستخوش آشفتگی شد. فرصت جویان برای جلب حمایت مغولان با تقدیم هدایا در نزدیک شدن به آنان بر یکدیگر سبقت می گرفتند تا در هر چه می خواستند بکنند، آزاد باشند. مال دوستی مغولان نیز به آنان میدان می داد. دیر نگذشت که امن و آرام از میان رفت و اهل تقوی و دانش آزرده و پایمال اشرار کامروا شدند.

نجیب زادگان غیرتمند ایرانی نیز اگر به ندرت با مغولان در می افتادند برای نمودن چشم زخمی بود. اما حفظ منافع و املاک و دارایی خویش و در انتظار فرصت مناسب نشستن، آنان را به سکوت و سازگاری با مغولان وادار می کرد. از آن جمله بود “خواجه فخرالدین ابوالحسن” رئیس دیلمیان فارس و پسرش “خواجه شمس الدین حسن”.

زمانی که شمس و پدرش برای استقبال از “انکیانو” (امیر مغول که به تازگی مامور فارس شده بود) به شیراز می آیند، حریقی در خانه “التاجو بهادر”، سرکرده مغولان در شیراز (که نومسلمان بود) روی می دهد. شمس که اتفاقا این حادثه را به چشم می بیند، مردانه جان خود را به خطر می اندازد و “طغرا”، دختر التاجو و دایه اش را نجات می دهد و به محل امنی می رساند. همین دیدار سبب می شود شمس و طغرا دلباخته یکدیگر شوند و …

معرفی کتاب

شمس و طغرا در ادبیات قرون اخیر ما به کلی بی نظیر و بی مانندست و بدون شک تنها کتابی است که به عنوان نمونه ادبیات جدید فارسی، شایسته است که به زبان های خارجی ترجمه گردد. کتاب شمس و طغرا نخستین رمان تاریخی ایرانی است که میرزا محمدباقر خسروی از شاهزادگان قاجار آنرا در سال ۱۳۲۷ هجری قمری (۱۲۸۷ هجری شمسی) نگاشته است؛ یعنی در سالهای اوج مشروطیت که نقطه عطفی در تاریخ ایران بود. در آن سالها روابط گسترده فرهنگی با غربیان (بالاخص فرانسه)، اعزام متعلمان به خارج از کشور، ورود معلمان فرنگی به داخل کشور، رفت و آمد سران و روشنفکران جامعه به اروپا، ورود صنعت چاپ به کشور و در نتیجه چاپ آثار فرهنگی و تاریخی جوامع اروپایی و آشنایی جامعه با تاریخ تمدن غرب، و مهمتر از همه برخوردهای نابرابر، تجاوزکارانه و منفعت طلبانه غرب، باعث شد که اولین نسل از داستان های ایرانی به تاریخ گذشته روی آورده و مجد و عظمت دیرین ایران را در قالب روایت منثور داستانی به تصویر بکشند و جامعه بشناسانند.

محمد باقر میرزا خسروی پس از بازگتش از سفرِ عراق به کرمانشاه، نگارش رمان تاریخی شمس و طغرا آغاز نمود. در سالهای بعد وی مجلدات دیگری نیز بدین رمان افزود، و این رمان را بصورت یک مجموعه سه جلدی درآورد. عنوان مجلدات بعدیِ “شمس و طغرا”، ماریِ ونیزی و طغرل و همای بود، که تاریخ پایان هریک از این مجلدات، به ترتیب: در ۲۳ شوال سال ۱۳۲۷، ربیع‌الثانی ۱۳۲۸ و ۲۳ رجب سال ۱۳۲۸ می‌باشد.

در این اثر، دوره آشفته حمله مغول به ایران ترسیم شده‌است و با اینکه زمینه اثر تاریخی است، اما مولف آن را با روایت داستانی عاشقانه و گیرا که سرشار از ماجراهای هیجان آفرین است همراه کرده است. وقایع داستان دوره ۲۴ ساله‌ای از قرن هفتم هجری و عهد حکومت آبش خاتون آخرین اتابک از سلسله سلغریان و دختر اتابک سعد بن ابوبکردر فارس را دربرمی گیرد و داستان در این سالها که مصادف با روزگار فرمانروایی آباقاخان و احمد تکوار و ارغون شاه از ایلخانان مغول است، اتفاق می‌افتد.

“شمس و طغرا” مثل دیگر رمان‌های تاریخی، از سویی ادامه‌ی داستان عیّاری فارسی مانند سمک عیّار و امیر ارسلان است و از سوی دیگر، از رمان‌های الکساندر دوما و جرجی زیدان متأثر است، هم از اغراق‌های آن قصّه‌ها نشان دارد و هم از حادثه ‌پردازی‌های محصور در چارچوب طرحِ این رمان. مبنای رمان “شمس و طغرا” بر وقایع تاریخی قرن هفتم هجری (سیزدهم میلادی) پایه‌ریزی شده است، اما نویسنده سعی دارد با استفاده از چاشنی عشق و هیجان بر جذابیت داستان بیافزاید. خسروی در بیان کیفیت تصنیف این داستان می‌گوید:

«این کتاب، تاریخ مجملی است از وقایع بیست و چهار ساله‌ی فارس در زمان پادشاهی آبش خاتون، آخر اتابک از سلسه‌ی سلغریان و هر مطلب تاریخی و جغرافی که در آن درج نموده، از هر کتاب که التقاط شده، یک حرف از نام آن کتاب را در آغاز آن مطلب، از بهر علامت می‌نگارد که هرگاه بخواهند، به آن کتاب رجوع فرمایند.»

حوادثِ تاریخیِ داستان:

داستان “شمس و طغرا” مربوط به قرن هفتم هجری قمری و دوران حکومت ایلخانان مغول است. دوره ای که اَبش خاتون به نام مغولان در فارس حکومت می کرد و آباقاخان فرمانروای ایران بود. میرزاخسروی در این اثر از تاریخ ایران بسیار استفاده کرده و در فهرستی با علایم اختصاری تمام کتب تاریخی استفاده شده و همچنین نقل قول های تاریخی را مشخص کرده است. نویسنده توصیف بسیار گیرایی از شهرها و جزییات تاریخی آن دوره انجام داده و آنقدر به زیبایی این کار را انجام داده که خواننده غیر مطلع هم می تواند تصویری هر چند تار از دوره ایلخانان مغول در ذهنش بسازد. در واقع “شمس و طغرا” طرح کلی از یک رمان سه جلدی حجیم است که هر چند هر سه جلد آن مستقل از یکدیگر بوده اما نقطه اشتراک آنها قهرمانان داستان است که بدینسان یک مجموعه واحد پدید آمده است.

قهرمان داستان:

قهرمان اصلی داستان، جنگاور جوانی است به نام شمس از تبار آل بویه که در سالهای آغاز داستان دچار فقر شده و داراییش منحصر است به ملک کوچکی در گوشه ای از ایالت پارس. شمس به تصادف روزی با طغرا ( دختر زیبای یکی از خانهای مغول) برخورد میکند . عشقی دیرینه در قلب این دو جوان ریشه می زند و حوادث بعدی رمان مبارزه آنان است برای غلبه بر موانعی که بر سر راه عشقشان علم می شود. و صد البته این موانع متعدند؛ مثلا حکومت که مغول ها را از ازدواج با غیر مغولان بیم و پرهیز داده است.

عشقِ شمس و طغرا:

این رمان به نام دو شخصیت اصلی داستان که عاشق یکدیگر می شوند، “شمس و طغرا” نامیده شده است. مشکل عشق و کشمکش داستان از آنجا شروع می شود که طغرا دختریست مغول و سنت ایلخانیست که جماعت مغول دختر به تاجیک ندهند و تخلف از این سنت در نزد آنها به منزله کفر است. بنابراین تلاش عاشق برای رسیدن به معشوق در برابر این مانع بزرگ که نظیر عشق زال و رودابه در شاهنامه فردوسی مساله ای مهم و سیاسی است، موجب گیرایی داستان می شود و بسیاری حوادث را پدید می آورد. نکته دیگر آنکه عاشق و معشوق پس از پی بردن به راز یکدیگر و دیدارهای پنهانی عهد می کنند که در عشق وفادار بمانند و تا وقتی نتوانند مطابق آیین و کیش زن و شوهر شوند، با پاکدامنی به سر برند. از اینرو با آنکه بارها فرصت وصال یا فرار دست می دهد، اندیشه حفظ آبرو و حیثیت آنان را از چنین کاری بازمی دارد و شکیبایی می ورزند تا روزی راه چاره گشوده شود. حتی عقد پنهانی آنان توسط شیخ سعدی صورت می گیرد تا روابطشان دور از عفاف نباشد.

اما داستان پر است از ماجراهای دلکش و خواندنی که خواننده را به دنبال خود می کشد. شمس که جوانی است دلیر و باهوش و دارای کمالات و فضایل بسیار، در جشنی بزرگ در حضور ملکه و بزرگان فارس با هنرنمایی خود در اسب دوانی و چوگان بازی، موفق می شود نظر آبش خاتون را به خود جلب کند و جایزه بگیرد. دلبستگی اش به معشوق او را به شیراز پایبند می کند و با پدر به دیار خویش برنمی گردد. اما هر قدر در شیراز نامور و معروف می شود، دشمنانی پیدا می کند که حتی قصد جان او می کنند و اینها مقدمه ای می شود برای حوادثی بسیار.

حکایت فرعی دیگری نیز شبیه به داستان هزار و یکشبیِ علی بابا و چهل دزد بغداد در رمان “شمس و طغرا” به گیرایی پرورده شده و آن هم کشف گنجی عظیم توسط شمس در قصری با دالان های زیرزمینی و غارهای مخفی است.

دانلود کتاب با لینک مستقیم

[ad_2]

لینک منبع

دانلود کتاب الیدور از آلن گارنر

[ad_1]

دانلود کتاب الیدور از آلن گارنر
کتاب الیدور از آلن گارنر



نام کتاب: الیدور

نویسنده: آلن گارنر

مترجم: باجلان فرخی

انتشارات: امیرکبیر

سال نشر: ۱۳۴۹

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۲۱۳ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۲٫۱۸ مگابایت

خلاصه داستان

زمان: ۱۹۶۵ میلادی

مکان: انگلستان (شهرستان منچستر بزرگ: شهر منچستر)، سرزمین الیدور

یك دختر و سه پسر از دنیای امروز به دنیای گذشته راه می یابند. جستجو و اکتشاف در خیابان های دوردست شهر “منچستر” انگلستان ناگهان یک روز معمولی را برایِ “رولند”، “هلن”، “دیوید” و “نیكلس”به روزی دهشت بار و شگفت انگیز تبدیل می کند.

بچه ها به دنبال یک توپ گمشده به درون کلیسایی متروک و ویران کشانده می شوند و ناگهان خود را در سرزمینِ “الیدور” می یابند. جایی که زمانی جزیره ای سبزفام در پرتو ستارگان بوده است و اینک تاریکی و دهشت بر آن سایه افکنده است.

بچه ها برای نجات سرزمین الیدور با چهار گنج به خانه بازمی گردند و تا زمانی که گنجها در امان باشند، الیدور نیز زنده است. اما حتی خانه آنها که در جاده ییلاقی قرار دارد در امان نیست. آنها همیشه در اندیشه الیدور و وجود گنجها هستند. آیا تنها الکتریسیته ساکن است که تلویزیون را خراب می کند و پارازیت ایجاد می کند؟ آیا این لکه رطوبت است که بر دیوار پستو نمایان شده است یا شبح دو مرد؟ شبح ها چیستند و چرا به ناگاه در وسط بوته گل رز پدیدار شده اند؟ …

معرفی کتاب

كتاب های فانتزی و داستان های علمی-تخیلی از جمله آثاری هستند كه نویسنده می تواند در آنها نگرشی امیدواركننده ارائه دهد و به گونه ای با درهم ریختن زمان و مكان و فضا و با نگاهی به دنیای امروز به برشی از واقعیت دست بزند تا به اینگونه و با شكل و طرحی جدید، داستانی خلق كند و مرز باورها و ناباوری ها را برهم زند.همچنین در بسیاری از اینگونه داستان ها با بهره گیری از علوم فیزیك و متافیزیك، نویسندگان دست به روایتی جدید از واقعیت ها می زنند و برخی اصول علمی را دستمایه قرار می دهند تا طرح داستان را باورپذیر نمایند و روایت های واقعی ارائه دهند،

الیدور نوشته آلن گارنر یكی از همین دست داستان ها است. آلن گارنر یكی از بانفوذترین فانتزی نویسان انگلیسی در دهه ۱۹۶۰ بوده است. كتاب های او با انبوهی از جادوها انباشته شده است و اندیشه ها و افسون ها در مقابل هم قرار می گیرند.

رمان “الیدور” سومین اثر این نویسنده است که در سال ۱۹۶۵ در قالب کتاب منتشر شد. منتقدان ادبیات کودک و نوجوان از الیدور به عنوان اثری زیبا، چشمگیر و هوشمندانه، غنی و برخوردار از خیال شاعرانه یاد کرده اند. این داستان که اینک به یک فانتزی کلاسیک بدل شده است؛ گذشته از کشش داستانی فراوان، سرشار از نگاهی انسانی و عمیق به هستی است. گارنر در این داستان بدون توسل به شعار، بسیاری از مسائل انسان امروز را به تصویر می کشد و با ظرافت تمام از پیوند نامحسوس پدیده های به ظاهر نامرتبط، پرده برمی دارد. در الیدور حصاری به عنوان زمان وجود ندارد و خواننده می تواند به زمان گذشته و جادوها و افسانه ها دست یابد و مقابله خیر و شر را نظاره گر باشد.

زمان و مکان وقوع حوادث داستان:

دنیای داستان آکنده از شگفتی هاست. نویسنده در این رمان با رویکردی خاصِ خود، به دو دنیای واقعی (شهر منچسترِ انگلستان) و تخیلی (سرزمین الیدور) می نگرد و ظاهرا بر آن است که نگرش متمایزی به رمان داشته باشد. دو طرح داستانی رمان را به دو قسمت متمایز و جداگانه تقسیم کرده است.

طرح اول بیانگر زمان و مکان قرن بیستم است که فضای حداقل یک قرن پیش را هم دربرمی گیرد و کلا هیچ ارتباطی با افسانه و اسطوره ندارد. آلن گارنر برای آنکه رمانش به گونه ای با فضایی افسانه ای که بعدا به آن خواهد پرداخت، متناسب باشد، از این فضای قرن بیستمی آن بخشی را برمی گزیند که قدیمی تر و در حال تخریب شدن است. برای مثال او در بیان معماری کهنه شهر، توصیف کلیسایی را برای شروع داستان خویش انتخاب می کند:

«تنها و سیاه در میانه آن خراب اباد، کلیسایی برپا ایستاده بود. ساختمانی معمولی به سبک دوره ویکتوریا بود با دیوارهای شمع زده و پنجره های نیزه ای و سقفی شیبدار و برجی بی سر.»

او این فضا را مقدمه ورود به فضای دوم که با توصیفاتی فراواقعی و تخیلی ارائه می شود، قرار می دهد تا بتواند رمانی با فضایی شگفت آور خلق کند. توپی پلاستیکی بهانه ای می شود برای شوت کردن و شکستن پنجره کلیسا و سپس کاراکترهای نوجوان، وارد چنین محیطی می شوند و سرانجام هم از طریق همین مکان که واسطه ای بین دو دنیای متفاوت واقعی و افسانه ای است، در دنیایی افسانه ای قرار می گیرند که زمینه ساز حوادث بعدی داستان می شود.

خط سیر و محتوای داستان:

در این داستان چهار شخصیت اصلی (یك دختر و سه پسر) از دنیای امروز به دنیای گذشته راه می یابند. در روزی تیره در پنجشنبه، رولند، هلن، دیوید و نیكلس وسوسه می شوند و به درون كلیسایی ویران شده پا می گذارند، جایی كه بافت زمان و مكان آنقدر سست است كه آنان را به سرزمینِ پر رمز و راز الیدور بكشاند. بچه ها تا هنگامی كه راهی برای نجات الیدور پیدا نشود باید مراقب گنج هایی باشند كه به آنها سپرده شده، اما نیروی اهریمنی راه به دنیای آنان پیدا می كند و تقابل خیر و شر و استفاده از عقل و افسانه ها آغاز می شود و نویسنده از بسیاری از علوم برای راهیابی به این دو دنیا استفاده كرده است.

باید به این نكته توجه داشت كه داستان های علمی- تخیلی به فرضیه های علمی و فناوری های تخیلی توجه خاصی دارند. بنابراین طرح اینگونه داستان ها بر همین اساس پایه ریزی می شود، از طرف دیگر توصیف در این شیوه داستانی با پرداخت به ریزپردازی هایی خاص صورت می گیرد، در این داستان ها زمان به هم می ریزد و مرز حال و گذشته و آینده درهم می شكند كه الیدور تمام این ویژگی ها را دارا است. خصوصاً در زمانی كه نیروی اهریمنی راه به دنیای امروز می یابد مرزها می شكند و افسانه ای چون تك شاخ در جهان امروز، حضور و وجود خارجی پیدا می كند و همه چیز به هم می ریزد تا تعادل و حیات به الیدور باز گردد. میلبران كه از شخصیت هایی است كه از الیدور با بچه ها ارتباط برقرار كرده در خصوص این مرز می گوید:

«گذشتن از دنیای شما و رسیدن به اینجا آسان نیست، اما مكان هایی هست كه این دو دنیا باهم تماس پیدا می كنند. كلیسا و دژ. آنها در جنگ ویران شدند و اكنون همه سرزمین اطرافشان در تباهی به خود می لرزد. آنها در دنیایشان فروپاشیده اند.»

و این یكی از توجیه ها و دلایلی است تا نویسنده مرز و مكانی برای تلاقی زمان ها بیابد تا اینگونه راهی بیابد برای برهم ریختن آنچه تعادل است و داستان را پی ریزد. در این داستان گاه رویا و خیال با واقعیت به شدت درهم تنیده می شوند و این امر به وسیله شخصیت اصلی داستان یعنی رولند جسور كه قدرت تخیل و تجسم قوی دارد شكل می گیرد. او مرز این دو جهان است و این توانایی را دارد تا به كمك نیروهایش خیال و واقعیت را درهم بیامیزد و گاه به هم تبدیل كند. او از طرفی یك منجی است كه با قدرت تخیل وارد دنیای سیاهی شده است و با تصور و شكل دادن به واقعیت در خیال می تواند جهان الیدور را به دنیای امروز وصل كند تا راهی برای رهایی و حیات همگان در الیدور باشد.

همانطور كه اشاره شد مرز دروازه های الیدور، ویرانه ها است؛ مكان هایی كه نه اینجا هستند و نه آنجا نه یك چیز هستند و نه نیستند. در دنیای الیدور بچه ها به گنج هایی افسانه ای دست می یابند و به آنها تاكید می شود تا برای نجات الیدور به خوبی از آنها نگهداری كنند: نیزه، سنگ، فنجان و شمشیر. میلبران هم به آنها گوشزد می كند كه نباید چیزی از دروازه گذشته و از درون برج به دنیای امروزی راه پیدا كند و درست زمانی كه بچه ها به دنیای امروز بازمی گردند، گنج ها در دست هایشان تغییر شكل یافته اند و تكه ای از وسایل دنیای امروز هستند: یك میله آهنی، یک تکه سنگ از طاق کلیسا، یک فنجان ترک خورده کهنه و دو تخته پاره که به شکل شمشیر به هم میخ شده بودند. اما این گنج ها كه خاصیت الكترو مغناطیسی فراوانی دارند بهانه ای می شوند برای راه یافتن اهریمن به دنیای امروز و عاملی كه تاثیر گذشته را بر آینده سبب شود. همان اصلی كه در بسیاری از داستان های علمی-تخیلی روی آن تاكید می شود.

نویسنده با بهره گیری از یكی از موارد علمی یعنی الكتریسته ساكن بخش های زیادی از داستان را با كمك و بهره گیری از علم و تاثیرات این خاصیت پیش می برد كه همین امر می تواند سبب جذب مخاطبان و واقع نمایی بیشتر اثر شود تا خوانندگان هم بتوانند آن را باور كنند. گارنر با ترکیب دنیای واقعی و دنیای فانتزی موفق شده است علم وافسانه را در یک ساختار روایی کنار هم قرار دهد.

الیدور به عنوان یك فانتزی كلاسیك، با نگاهی انسانی و عمیق به هستی و جاودانه بودن و قدرت جادویی اشیا كششی را در مخاطب ایجاد می كند تا شخصیت های داستان برای حیات الیدور همگام شوند. نویسنده بدون توسل به شعار، بسیاری از مسائل روز را به تصویر می كشد. تنهایی انسان ها، بی توجهی، ناباوری و … و موفق شده به گونه ای خاص بین پدیده های نامرتبط ارتباط برقرار كند. گارنر توانسته با توجه به تكنیك های مختلف داستان نویسی و با بهره گیری از اسطوره ها و افسانه ها داستانی فانتزی را بیافریند كه در آن انسان با قدرت و اراده انسانی اش ناجی دنیای افسانه باشد و در حقیقت با داستان خودش تاكیدی باشد بر حرفِ مادلین لانگل:

«داستان بهترین شیوه برای زنده نگه داشتن امید است. بیش از اینكه بخواهد به ما بدبینی خودكشی آور بدهد.»

اطلاعات کتاب

 الیدور ترجمه ای است از رمان Elidor (به فارسی: الیدور) نوشته آلن گارنر که نخستین بار سال ۱۹۶۵ توسط انتشارات William Collins, Sons در انگلستان منتشر شد.

[ad_2]

لینک منبع

دانلود کتاب دهمین مکاشفه از جیمز ردفیلد

[ad_1]

دانلود کتاب دهمین مکاشفه از جیمز ردفیلد
  کتاب دهمین مکاشفه از جیمز ردفیلد

نام کتاب: دهمین مکاشفه

نویسنده: جیمز ردفیلد

مترجم: ناهید تبریزی سلامی

انتشارات: جانان

سال نشر: ۱۳۷۶

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۲۹۲ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۳٫۱۳ مگابایت

خلاصه داستان

زمان: ۱۹۹۰ میلادی

مکان: ایالات متحده آمریکا

از یک ماه پیش به این طرف که “شارلین بیلینگز” با همکارانش در موسسه تحقیقاتی تماس گرفته بود، دیگر کسی از او خبر نداشت. یکی از همکارانِ شارلین به نام “فرانک سیمز” که از غیبت او به شدت نگران شده بود، “جان وودسون” یکی از صمیمی ترین دوستان شارلین را در جریان ناپدید شدنش قرار می دهد. جان در دفتر کار شارلین، نقشه ای را پیدا می کند که شارلین روی یک تکه کاغذ کشیده و آنجا جا گذاشته بود. جان با استفاده از آن نقشه، به جنگلی در کوهستانهای “آپالاش” (واقع در شرق آمریکا) می رود و …

معرفی کتاب

در سال ۱۹۹۳ آقای جیمز ردفیلد در مورد مکاشفات و بصیرت های نه گانه ای که در جنگلهای دورافتاده پرو بصورت نسخ خطی بدست آمد، کتابی به نام  The Celestine Prophecy (به فارسی: پیشگویی سلستین – ترجمه شده به فارسی با عناوین پیشگویی آسمانی و پیام سلستین) نوشت. او در این کتاب از رهنمودهایی یاد کرده که توسط یکی از اولین پاپهای کاتولیک به نام پاپ سلستین به رشته تحریر درآمده و سپس با نضج گرفتن کلیسای کاتولیک و دستیابی سران کلیسا به قدرت، به ورطه فراموشی سپرده شد و اکنون پس از گذشت قرنها، توسط چند پژوهشگر کشف شده است. این مکاشفات شامل رهنمودهایی است برای تزکیه روح و جسم و طی مدارج معنوی به سوی خویشتن خویش و رسیدن به تعالی معنوی و بالاخره توفیق به ادراک والاتری از قدرت الهی. از آنجا که عرفان و تصوف شرق برای مردم آمریکا پدیده ای بسیار جدید و جالب است، این کتاب با استقبال بینظیری روبرو شده و یکی از پرفروشترین کتابها به شمار می رود.

آقای ردفیلد سپس تصمیم گرفت کتاب The Tenth Insight (به فارسی: بصیرت دهم – ترجمه شده به فارسی با عناوین دهمین مکاشفه و بصیرت دهم) را که در واقع مکمل دیگر مکاشفات و بصیرت ها است بصورت دنباله ای برای کتاب اول به رشته تحریر درآورد. این کتاب در سال ۱۹۹۶ در آمریکا منتشر شد و همانند سلف خود با استقبال شایان توجهی روبرو گشت.

خط سیر و محتوای داستان:

ماجراهایی که با کتاب پیشگویی آسمانی (پیام سلستین) در جنگلهای پرو اغاز شده بود، اینک با کتاب دهمین مکاشفه (بصیرت دهم) در کوهستانهای آپالاش در شرق آمریکا ادامه می یابد. جان وودسون (شخصیت اصلی و راویِ داستان) برای پیدا کردن دوست دخترش شارلین بیلینگز به کوهستانهای آپالاش می رود. اما او در جریان این سفر چیزهای بسیار پیچیده تری کشف می کند.

در این کتاب آقای ردفیلد از ابعاد بالاتر، زندگی بعد از مرگ، بهشت و جهنم، رسیدن بشر به بالاترین مرحله ادراک معنوی و دستیابی او به راز خلقتش سخن می گوید. ردفیلد در این کتاب کماکان کشف حقایق را به سبکی جدید و بدیع مدنظر قرار داده است. او می‌خواهد تفهیم کند که برای چه به دنیا می‌آییم و ادراک معنوی ما از جهان چیست. به عقیده‌ی نویسنده هر موجودی که به جهان می‌آید، با نیتی پاک پا به عالم هستی می‌گذارد. از آغاز حتی پیش از آن که نطفه‌ی موجودی بسته شود، همه چیز بر او آشکار است. ولادت یک انسان دور از پاکی و خلوص نیست، اما پس از پاگذاردن به دنیای مادی و نشو و نما به تدریج اهداف راستین به دست فراموشی سپرده می‌شود و آدمی در قیدوبند دلبستگی‌های پست مادی اسیر می‌شود. در این بین گاهی جرقه ای از آنچه در اعماق ذهنش نهفته است، به آگاهی اش الهام می بخشد، اما چون قادر به درک کامل آن نیست، بدون آنکه تعمقی در موردش انجام دهد از آن می گذرد و چه بسا بدون موفقیت در انجام رسالتی که به خاطرش متولد شده است، دوباره راهی جهان ماورا می گردد.

جیمز ردفیلد معتقد است که انسان از طبیعت برخاسته و به طبیعت بکر بازخواهدگشت. طبیعت یعنی کوه، دشت، دره، دریا، بیشه، چشمه‌سار، آوای پرندگان، وزش باد، ریزش آب، آسمان بلند پراختران که رموز خلقت را به آدمی می‌آموزد. در طبیعت آدمی خود و خدای خود را باز می‌یابد و این راهی است برای بازگشت به منشا و فطرت و آفرینش و رموز آن.

یادداشت نویسنده بر کتاب:

ردفیلد در یادداشت خود بر این کتاب می نویسد:

«زمانی که کتاب “پیشگویی آسمانی” و “بصیرت دهم” را نوشتم، متقاعد شدم که تمدن بشری از دل تعدادی بصیرت رشد و نمو کرده است و زندگی مادی و معنوی پیدا کرده است. بصیرت هایی که قابل توضیح و مستندسازی هستند. و این اتفاق زمانی تثبیت می شود  که ما یک اعتقاد عمیق داشته باشیم. اعتقادی که ما تبدیل به هوشیاری معنوی بلند مرتبه ای خواهیم شد که در پشت روند زندگی قرار دارد. و برای اینکار ما در پشت دنیای مادیی زندگی می کنیم که زندگانی را به بقاء، مذهب را به روزهای یکشنبه کاهش داده است. و ما را با بازیچه ها و دلفریبی ها از هیبت حقیقی زنده بودن دور می کند.

چیزی که ما بجای آن خواهان هستیم، زندگی سرشار از همزمانی های اسرارآمیز و شهودهای لحظه ای ست، که  ما را به مسیری مخصوص که هریک از ما در این زندگی داریم هدایت می کند. تا دانش و تجربه ای را که مقدر شده تا تقدیری را هویدا کند،  جستجو کنیم. این گونه از زندگی، مثل یک داستان کارآگاهی است برای ما، که سرنخ ها به زودی ما را هدایت می کنند، تا هر بصیرتی را بعد از دیگری پیدا کنیم.

ما کشف خواهیم کرد تجربه حقیقی الهی که منتظر ماست و اگر این وصل را پیدا کنیم، زندگی ما شفافیت و شهود بیشتری خواهد داشت. ما آماده خواهیم بود تا الهامات تصویری از تقدیرمان را در مسیری که می توانیم موفق باشیم دریافت کنیم. مشروط بر اینکه با عادت های گمراه کننده مان کار کنیم و با دیگران با اخلاقیات مطمئن رفتارکنیم و همچنان با قلبمان صادق بمانیم.

در حقیقت در بصیرت دهم این دورنماگسترش پیدا می کند، حتی به اندازه ی تاریخ و تمدن بشری.در بعضی جایگاه ها، همه ی ما می دانیم که از جایی آسمانی به این بعد زمینی آمده ایم، تا یک هدف کلی را دنبال کنیم: آرام آرام نسل به نسل تمدنی روحانی بر روی زمین برپا کنیم. زمانی که  این بصیرت را جذب می کنیم، یک بصریت جدید از راه می رسد. تفکر و رفتار ما برای اینکه رویایمان به حقیقت بپیوندد به حساب می آیند. در حقیقت من باور دارم، ما بر روی مرز دانستن قرار داریم، دانستن مسیر روحانیمان، دعاهایمان، و حتی دانستن راز نهفته در نظرهایمان که نه تنها بر موفقیت ما تاثیرگذار بوده بلکه بر موفقیت دیگران نیز تاثیرگذار است.

بر پایه تجربیات من، بر پایه اتفاقاتی که در اطراف ما می افتد، این کتاب  در تشریح قدم بعدی برای هوشیاری، تقدیم می شود. این باور من است که این بصیرت از دلِ هزاران شب بیداری و گفتگوی روحانی بیرون آمده است و همچنان که در زیر نفرت و ترس هایمان که هنوز بر عصر ما تاثیرگذار است مخفی شده است. و همانطور که قبلاً ذکر کردم، مسئولیت ما، زندگی کردن آنچه می دانیم است و رسیدن به آن و …. پخش و گسترش دادن آن است.»

اطلاعات کتاب

• کتاب دهمین مکاشفه ترجمه ای است از کتاب The Tenth Insight (به فارسی: بصیرت دهم)، نوشته جیمز ردفیلد که نخستین بار ۱۲ ژانویه ۱۹۹۶ توسط انتشارات Warner Books در آمریکا منتشر شد.

معرفی مجموعه پیشگویی سلستین

مجموعه رمانهای بسیار زیبای پیشگویی سلستین متشکل از چهار جلد می باشد. در این کتاب ها مجموعا دوازده بصیرت در قالب رمان ارائه می شود. ۹ بصیرت اول در جلد اول، بصیرت دهم در جلد دوم، بصیرت یازدهم در جلد سوم و نهایتا بصیرت دوازدهم در جلد چهارم این مجموعه ارائه می شود. عناوین این رمانها عبارتند از:

• پیشگویی سلستین ۱: پیشگویی سلستین (ترجمه شده با عناوین پیشگویی آسمانی و پیام سلستین)

• پیشگویی سلستین ۲: بصیرت دهم (ترجمه شده با عناوین دهمین مکاشفه و بصیرت دهم)

• پیشگویی سلستین ۳: راز شامبالا

• پیشگویی سلستین ۴: بصیرت دوازدهم

دانلود کتاب با لینک مستقیم

[ad_2]

لینک منبع